تاریخ گسترش اسلام پس از حمله عمر به ایران ۱۳۸۷/۰۸/۰۹ - ۱۷۳۱ بازدید

آیا فتح ایران به دست عمر صورت گرفته و او نقشی در اسلام و گسترش آن در ایران داشته که برادران عامه استدلالشان به این مطلب است؟ واقعیت چیست؟

درباره لشکر کشی مسلمانان به سرزمین های دیگر بعد از فوت پیامبر اسلام(ص) گرفته در عهد خلفای نکاتی به عرض می رسد:
1. اگر حرکت ترسیمی از سوی رسول خدا(ص)، پس از فوت ایشان ادامه می یافت و زمام امامت و خلافت به دست وصی ایشان امیرمؤمنان(ع) می افتاد، بی شک دعوت اسلامی پیامبر(ص) به میدان وسیع تری گسترش می یافت و همسایگان دولت اسلامی و سایر ملل خود به پذیرش این دین الهی پیشقدم می شدند و فتوحات خونین و لشکرکشی های دوران خلفا، به گونه ای دیگر رقم می خورد.
2. لازمه هر فتح و پیروزی، توسعه فرهنگ اسلامی است، یعنی به موازات فتح شهرها می باید مردم آن سامان به حقایق، اصول و اهداف اسلام آشنا شوند و هسته و پوسته اسلام را بشناسند، مع الاسف در غالب لشکرکشی های صورت گرفته در عهد ابوبکر، عمر و عثمان این نکته مهم مدنظر حاکمان وقت نبود، آنان اهتمامی در ارشاد مردم، تعلیم، فرهنگ سازی و تربیت ایشان نداشتند! چه در منطقه شام و چه در ایران. آنان فقط در برابر اقبال مردم، شهادتین را بر زبان ایشان جاری می ساختند و به برخی از حرکات و شعائر آنان را تمرین می دادند بدون آن که عقیده باطلی را از ذهن ایشان بزدایند و فکر صحیحی را بر ایشان ترسیم نمایند. نتیجه این فتوحات نیز آن بود که:
بسیاری از کشورها و مناطقی که در دوره خلفا فتح می شدند، به سمت کفر و نافرمانی بر می گشتند و سپس دوباره به دست مسلمانان فتح می شدند!(7) این نتیجه اکتفا به ظاهر اسلام بود در صورتی که پیامبر اسلام(ص) از مردم اسلام و ایمان را به طور توأم خواستار بود: «و قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لما یدخل الایمان؛ عرب های بادیه نشین گفتند: ایمان آوردیم بگو: شما ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آورده ایم اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است.»(1)
این نقیصه بزرگ، ریشه در ضعف اعتقادی حاکمان وقت داشت طبیعی است حاکم و یاران وی که اسلام در نهاد ایشان رسوخ نکرده و آنان در بسیاری از وهمیات و انحرافات گذشته خود باقی اند نمی توانستند سکان دار هدایت مردمی باشند که در اثر این لشکر کشی ها با آئین هدایت بخش چون اسلام مواجه می شوند.(2)
3. فتوحات خلفای سه گانه، پیامدهای ناهنجار بسیاری را در صف پیکار جویان مسلمان بر جای گذاشت از جمله:
الف. پیدایش طبقه جاهل مسلک مقدس مأب که خوارج جزیی از آن ها بود.
ب. انحطاط اخلاق امت اسلام، در پی سرازیر شدن مال و ثروت فراوان به درون سرزمین اسلامی.
ج. کاشت بذر تشتت و اختلاف در جامعه اسلامی بر اثر مستی نعمت ثروت های بی حد و حصر.(3)
4. فتوحات بزرگ و پیروزی مسلمانان در گرو عوامل چندی بود شما وقتی به پیروزی مسلمانان در ایران دقت کنید می توانید به ناخشنودی مردم از حکومت ساسانی، وجود امتیازات طبقاتی بسیار خشن در جامعه، بی روح شدن آئین زرتشتی و آشفتگی نظام حکومتی ساسانی دقت کنید. ایمان و اعتقاد شخصی بسیاری از جهادگران مسلمان را نیز باید مدنظر داشت که در سرعت فتوحات مؤثر بود.
5. حضور برخی از چهره های نامی و پیرو امیرمؤمنان(ع) در میان مدت و دراز مدت توانست بن مایه هایی از اصول و مبانی اسلام را در برخی از مناطق فراهم آورد. از این رو حضور و تلاش شخصیت هایی چون سلمان فارسی، حذیفه بن یمان، هاشم مرقال و عمار یاسر ستودنی است.
در مجموع، اسلام یک دین جهانی بوده و هست و نمی توانست هدایت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و یا نهایتا جزیره العرب محصور کند، اما لشکر کشی های انجام شده در عهد خلفای نخست کاستی ها بسیاری را در پی داشت. آثار این ضعف هم در کشورهای مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامی آشکار بود البته در هر یک به نوعی این کاستی ها مورد مطالعه و دقت قرار می گیرد. اما در دراز مدت، به دلیل آشنایی ملل و کشورهایی که اسلام به آنجا راه یافته بود با حقیقت و روح دین اسلام، تاریخ شکل گیری تمدنی یاد می کند که آثار و ثمرات آن، قرن ها جهان را برخوردار کرده بود.
برای مطالعه بیشتر به آثار مندرج در پانوشت رجوع کنید و همچنین ر.ک:
- تاریخ خلفا، رسول جعفریان، انتشارات دلیل ما.
- تاریخ اسلام در آثار استاد مطهری، انتشارات معارف.
بنابراین باید گفت که در میان نصوص تاریخی مطلبی که دلالت بر مخالفت صریح حضرت(ع) با این سیاست بنماید، دیده نشده است و بلکه از برخی از قراین می توان چنین نتیجه گیری کرد که اصل مسأله فتوحات و گسترش اسلام و پایداری در مقابل کفر و شرک آن زمان به نحو ضمنی مورد تأیید آن حضرت(ع) بوده است که از جمله می توان به حضور تعدادی از یاران خاص آن حضرت(ع) همانند ‹‹حذیقه بن یمان›› در فتح سرزمین هایی همچون آذربایجان اشاره کرد.
و نیز همکاری تعدادی از نزدیکترین یاران آن حضرت(ع) با حکومت و قبول پست های حکومتی از دیگر قرائن می تواند تلقی شود که در این زمینه اشاره به پذیرش فرمانداری کوفه از سوی عمار و مداین از سوی سلمان می تواند مفید باشد که طبعا می توان با توجه به ارتباط نزدیک آنان با حضرت علی(ع) نوعی تأیید ضمنی را به دست آورد.
همچنین مشورت دهی حضرت(ع) به خلفا در بحرانی ترین لحظات و در حساس ترین موقعیت های جنگی از دیگر قرائن است که به عنوان مثال می توان به واقعه تاریخی ذیل اشاره کرد:
در زمانی جنگ مسلمانان با ایرانیان به مرحله حساسی رسیده بود به گونه ای که خلیفه(عمر بن خطاب) شدیدا احساس خطر کرده و چاره را در آن دیده بود که خود شخصا به میان صحنه کارزار رفته تا مسلمانان با دیدن او روحیه گرفته و در نبرد با ایرانیان پیروز شوند.
وقتی که در باره این تصمیم با حضرت علی(ع) مشورت کرد، حضرت(ع) به شدت با آن مخالفت کرده و این نکته را یادآور شد که صلاح آن است که تو به عنوان قطب و مرکز آسیای اسلام در مرکز حضور داشته و از آنجا به چرخاندن سنگ آسیای اسلام به وسیله عرب های مجاهد بپردازی و اگر تو از مرکز خارج شوی از سویی تعدادی از اعراب بادیه نشین که هنوز مسلمانی در میان آنان رسوخ نیافته، طمع تصرف مرکز را در سر پروراند، و به مدینه حمله خواهند کرد و از سوی دیگر ایرانیان با دیدن تو خواهند گفت که این اصل و ریشه عرب است و اگر او را از بین ببریم از شر اعراب راحت خواهیم شد، بنابراین با شدت بیشتری به مسلمانان حمله خواهند کرد.
آن حضرت(ع) در ضمن این مشاوره عباراتی را بیان کرد که از آن تأیید ضمنی این فتوحات استفاده می شود که آن عبارات چنین است: ‹‹ان هذا الامر لم یکن نصره و لا خذلانه بکثره و لابقله و هو دین الله الذی اظهره و جنده الذی اعده و امده حتی بلغ ما بلغ و طلع حیث طلع و نحن علی موعود من الله و الله منجز وعده و ناصر جنده؛ شکست و پیروزی در این جنگ با زیادی و کمی نیروهای جنگجو میسر نشده است، زیرا این دین خدا بوده که او آن را آشکار کرده و این سپاهیان لشکریان خداوند هستند که خداوند آنها را مهیا ساخته و یاری رسانده است تا به اینجا رسیده است (اشاره به پیروزی های مسلمانان) و ما با امید به وعده خداوند حرکت کرده ایم (و منتظر انجام آن هستیم) و خداوند حتما وعده اش را وفا کرده و سپاهش را پیروز خواهد گردانید›› (نهج البلاغه، خطبه 146).
شبیه این ماجرا نیز درباره جنگ مسلمانان با رومیان و قصد عمر برای حضور در صحنه نبرد نیز نقل شده است (البدایه و النهایه، ج 4، ص 205).
و جالب آن است که در هنگام مشورت دهی اصحاب، شخصیت های بزرگی همچون طلحه و عثمان، خلیفه را ترغیب به حضور در صحنه نبرد می کردند، اما عمر هنگامی که سخنان درست حضرت علی(ع) را همراه با استدلال های محکم او را شنید، رو به اصحاب کرده و گفت: وای بر شما، همه شما از گفتن سخنانی مانند آنچه ابوالحسن(حضرت علی(ع)) گفت، ناتوان بودید (موسوعه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ج 3، صص91-93).
و نکته پایانی که می تواند در این بحث مفید باشد آن است که طبق برخی از گزارش های تاریخی در زمان حکومت حضرت علی(ع) شورش هایی در برخی از نواحی سرزمین های فتح شده همانند خراسان(نیشابور) رخ داد که حضرت(ع) با آن برخورد کرده و سپاهیان حضرت(ع) به فرماندهی شخصی به نام ‹‹خلید بن قره یربوعی›› آل ساسان را محاصره کردند و شورشیان را وادار به قبول مصالحه نمودند (الکامل، ابن اثیر، ج 2، ص 393).
منابعی برای مطالعه بیشتر(مربوط به هر سه سؤال):
1-فتوح البلدان، بلاذری.
2-الفتوح، ابن اعثم کوفی.
3-تاریح طبری.
4-الکامل فی التاریخ، ابن اثیر.
5-تاریخ یعقوبی.
6-مروج الذهب، مسعودی.
7-الارشاد، شیخ مفید.
8-موسوعه الامام علی بن ابی طالب(ع)، محمدی ری شهری و دیگران، ج 3 و 4.
9-حیات فکری سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان.
10-تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان.
11-سیری در تاریخ تشیع، داود الهامی.
12-سیره الائمه الاثنی عشر، هاشم معروف حسنی.
13-سارمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)، محمد رضا جباری.
14-فروق ولایت، جعفر سبحانی.
15-ترجمه الامام علی بن ابی طالب(ع) من تاریخ دمشق، ابن عساکر.
16-علی (ع) و زمامداران، علی محمد میر جلیلی.
17-اطلس تاریخ اسلام، حسین مونسی.
18-تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، جاسم حسین، ترجمه آیت اللهی.
پی نوشت ها:
1. سوره حجرات، آیه 14.
2. زندگی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، جعفر مرتضی عاملی، ص 122.
3. سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، مطهری، ص 50؛ جاذبه و دافعه امام علی(ع)، مطهری، 153؛ سیری در نهج البلاغه، مطهری، 258.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید