جستجو

ساختار

    نمایش پرسش و پاسخ

    پرسش

    انواع رابطه علم ودين را بيان كنيد كدام نظرات صحيح هستند؟

    پاسخ

    چهار دیدگاه عمده در این زمینه وجود دارد که به ترتیب ذکر می شوند: 1ـ استقلال و تمایز: 2ـ تعارض علم و دین: 3ـ تداخل علم و دین: 4ـ مکمل بودن علم و دین: 1ـ استقلال و تمایز: این دیدگاه معتقد است که علم و دین از یکدیگر تمایز داشته و هر کدام قلمرو مستقل دارد. زمینه بر خورد و تعارض ندارند, زیرا موضوع دین خداوند است و موضوع علم, طبیعت. روش دین شهود است و روش علم تجربه. این دیدگاه از سوی گروهی از دانشمندان غربی مانند: نو ارتودوکسی, اگزیتا نسیا لیسم, پوزیتویسم و فلسفه مبتنی بر زبان با بیان های متفاوت مطرح گردیده و تمایز الهیات و علم و استقلال قلمر و آنها مورد تاکید قرار گرفته و احتمال تعامل یا تعارض را اساساً منتفی دانسته اند. این دیدگاه چون دین را مساوی با تجربه دینی گرفته و تجربه دینی هیچگاه با علم سرو کار ندارد, ولی تجربه دینی غیر از حقیقت دین است. 2ـ تعارض علم و دین: این دیدگاه قایل به تعارض علم و دین است. وقتی که متد ینان اظهار نظرهای علمی خود را بر قرائت رسمی کتاب مقدس مبتنی نمودند, دانشمندان جدید از فرضیات تجربی استفاده کردند که با پژوهشهای بیشتر از تایید بیشتر بر خور دار می شدند, تعارض آشکار میان دیدگاههای علم و دین تبارز نمود. بر اساس این دیدگاه قلمر و علم و دین مستقل نیست, ولی داده های علمی و دینی با هم دیگر نا سازگار اند, بدین لحاظ جمع بین علم و دین امکان ندارد. این تعارض ممکن است بین گزاره های دینی و گزاره های علمی باشد یا بین پیش فرضهای علم با پیش فرض های دین باشد. اشکال این دیدگاه در بر داشت غلط عالمان دینی از طبیعت و تفسیر تجربی آموزه های دینی توسط دانشمندان تجربی است که باید بر داشت عالمان و تفسیر دانشمندان تجربی اصلاح گردد, در آن صورت تعارض از بین خواهد رفت. 3ـ تداخل علم و دین: دیدگاه دیگر به تداخل علم و دین قایل است. طرفداران این دیدگاه معتقدند که علم و دین قلمر و یکسان دارند به گونه‏ی ایکه دین را از طرف خدا دانسته و همه علوم را داخل در قلمر و دین شمرده اند. این دیدگاه از سوی مسیحیان قرون وسطی و برخی متفکران اسلامی ابراز شده است. پاره‏ی از دانشمندان اسلامی بر این باور اند که همه‏ی علوم بشری از ظواهر آیات بدست می‏آید. از جمله می توان به امام محمد غزالی از اهل سنت و استاد جوادی آملی از فرهنگ شیعه اشاره کرد که با بیان های مختلف این باور را مطرح نموده اند. 4ـ مکمل بودن علم و دین: برخی دانشمندان معتقد به سازگاری و تعامل مستقیم علم و دین بوده وآن دو را مکمل یکدیگر می دانند. بر اساس این دیدگاه هر چند علم و دین دارای قلمرو مستقل اند, ولی دارای عرصه های مشترک نیز می باشند. کار اصلی علم طبیعت شناسی و کار اصلی دین خداشناسی و انسان سازی است, ولی علم راجع به مقولات دینی که مرتبط با علم است ابراز نظر می کند و دین نیز در باب مقولات علمی که مرتبط با اهداف دین می باشد اظهار نظر می کند, به گونه‏ای که هیچگونه بر خورد و تعارض رخ نمی دهد, اینست که علم و دین مکمل یکدیگراند. دانشمندان زیادی از این دیدگاه دفاع می‏کنند. جورج شلز نیگر(1946) م. مدعی است که مدلولات مدعیات کلامی در خصوص جهان را استخراج کنیم و سپس آنها را به کمک مشاهده مورد ارز یابی قرار دهیم. فلسفه پویشی وایتهد نیز قایل به پیوند وثیق بین علم و دین است. این دیدگاه دین را صرفا فرضیه علمی نمی داند, بلکه بر وحدت ارگانیک علم و دین تاکید می ورزد و مدعی است که میان این دو رابطه‏ی تنگا تنگ و هماهنگ وجود دارد. دو نالند مک کی (1987و1922) فیلسوف و دانشمند انگلسی نیز رابط تنگاتنگ علم و دین را مورد تاکید قرار می دهد و رابطه علم و الهیات را رابطه‏ی میان دو امر مکمل می داند. از چهار دید گاه درباره ی علم و دین, دیدگاه چهارم که مکمل بودن علم و دین را مطرح میکند درست به نظری می رسد. زیرا خدا وند که خالق تشریع می باشد از حکمت, آگاهی و علم مطلق او بعید است چیزی بگوید که شناخت طبیعت خلاف آن را ثابت کند. چون او آفریننده طبیعت است و آفریننده بهترین ¬شناس است. بنابر این علم صحیح بر خاسته از شناخت طبیعت هیچگاه با دین بر خاسته از علم الهی نا سازگار و متعارض نخواهد بود. با توجه به آنچه گفته آمدیم, اگر احیاناً نا سازگاری میان دانشمندان و متدینان و یا میان نظرات علمی و آموزه های دینی رخ بدهد, بطور قطع این نا سازگاری بین علم و دین نیست, بلکه از خطای دانشمندان ناشی شده یا از تفسیر نا صواب متون دینی از سوی برخی عالمان دینی نشأت گرفته که در این صورت راه حل اصلی, کنار گذاشتن هیچکدام از علم و دین نیست, بلکه یافتن خطای علمی یا اصلاح تفسیر نا صواب متون دینی است. جایگاه علم در اسلام بیشترین تأکید دین مقدس اسلام بر فراگیری علم و دانش و تفکر و تعقل و تدبر است. در متون دینی همواره اهمیت علم و مزلت عالم مورد تأکید قرار گرفته و علم از جایگاه رفیع برخوردار می باشد. آیات و روایات در این باب بیش از حد شمارش و بررسی است, برای روشن شدن جایگاه علم در متون اسلامی و اینکه علوم تجربی نیز مورد نظر اسلام است به چند نمونه اشاره می گردد: « قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ.» بگو آیا دانایان با نادانان برا براند؟ «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ.» خداوند به آنانیکه ایمان آورده¬اند و کسانیکه علم و دانش دارند در جات عظیمی می بخشد. «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء.» مقام خشیت الهی مخصوص بندگان دانشمند خدا است. « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ.» خداوند گواهی می دهد که خدای جز او نیست, ملائکه و دانشمندان نیز گواهی می دهند در حالیکه او قیام به قسط و عدالت در جهان دارد. در قرآن به قلم سوگند یاد شده که نشانه‏ی اهمیت علم و آموزش است. در اولین آیاتی که به پیامبر اسلامی نازل گردیده, از خواندن و تعلیم سخن به میان آمده و یکی از اهداف بعثت انبیا تعلیم کتاب و حکمت دانسته شده است. اما روایات: رسول گرامی اسلامی مسلمانان را به آموختن علم سفارش نموده و می‏‏فرماید: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم ومسلمة .» آموختن دانش برهرزن و مرد مسلمان واجب است. در بیان دیگر می‏فرماید: « اطلبوا العلم و لو کان با الصین.» در جستجوی آموختن دانش بر آیید گر چه در چنین باشد. در حدیث دیگر فرموده است: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد.» از گهواره تا گور دانش بجویید. امام صادق (ع) فرموده: « طلب العلم فریضة علی کل حال.» فراگرفتن دانش در هر حال واجب است. از آیات و روایات منزلت و جایگاه بر جسته علم و عالم به خوبی روشن می‏گردد که هیچ مکتبی به اندازه‏ی اسلام روی علم تأکید نکرده است. آموختن علم در اسلام برهر مرد وزن لازم است و هیچگونه محدودیت زمانی, مکانی, سنی, جنسی و طبقاتی وجود ندارد. گرچه علم به مبدأ و معاد و احکام الهی در راس علوم قرار دارد و بر تمام علوم مقدم می‏باشد, زیرا سعادت و کمال حقیقی انسان در گرو خداشناسی و خدا پرستی است. اما علوم تجربی نیز از آیات و روایات و سیره‏ی پیشوایان استفاده می‏شود. در سوره‎ی زمر فرموده: « قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ.» آیا دانایان با نادانان برابر اند؟ علم در این آیه مطلق مطرح گردیده, هیچگونه قید و محدودیت ندارد و می‏توان گفت شامل هر نوع علم از جمله علوم تجربی هم می‏شود. رسول اکرم(ص) فرموده: «خیر العلم ما نفع.» بهترین علم آنست که فایده داشته باشد. علوم تجربی نیز نافع است و بسیاری از مشکلات مردم را بر طرف می‏سازد حضرت علی (ع) در صفات متقین فرموده: «ووقفوا اسماعهم علی العلم النافع لهم.» یکی از اوصاف متقین اینست که به علم نافع و سودمند گوش فرا می دهند. روایت دیگری از حضرت علی(ع) که می‏فرماید: «العلوم اربعة: الفقه للادیان, والطب للا بدان و النحوللسان و النجوم للازمان.» دانشها چهار گونه اند, دین شناسی, پزشکی برای طبابت, نحو برای دستور زبان و ستاره شناسی برای شناخت زمان. رسول اکرم (ص): «العلم اکثر من ان یحصی فخذ من کل شی احسنه.» دانش بیش از آنست که به شماره در آید, بنا براین¬از هر چیزی¬نیکوترین¬آن¬را¬فرا¬گیرید. طبق این روایات آموختن علم به رشته خاص منحصر نگردیده آنچه مفید به حال مردم باشد باید آموخته شود. علم نافع در اسلام مطلوب است اعم از تجربی و غیر تجربی. از آیه 60 انفال نیز مطلوب بودن علوم تجربی قابل استفاده است: « وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ .»¬ در برابر دشمنان تا آنجا که در توان دارید نیرو و اسبهای ورزیده آماده کنید, تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید. واژه نیرو در این آیه مفهوم وسیع دارد. نیروی فکری انسانی و تخصص در رشته¬های مختلف علمی و صنعتی و نیروی رزمی و نیز انواع وسایل رزمی و دفاعی از قبیل تانک, توپ, هواپیما و تکنولوژی هسته‏ای و... را در بر می‏گیرد و خود دانش نظامی از علوم تجربی است که مورد تأکید قرار گرفته و به آن امر شده است و باید آنها را فرا گرفت. از سوی دیگر در تفسیر حدیث رسول اکرم (ص) که آموختن علم را فریضه مسلم دانسته است, بحث فرض کفایی و فرض غیر کفایی مطرح گردیده و هر علمی که در قوام امور دنیا از آن گریزی نیست آموختنش فرض کفایی و چنانکه صناعات نبودن شان موجب نقصان و خلل در زندگی است فرض کفای به حساب می آید, بر خلاف عقاید و احکام که فرض غیر کفایی می باشند (عینی) البته فرض کفای هم در صورتیکه دیگران به آن قیام نکنند و منحصر به فرد یا گروه مشخص باشد تبدیل به فرض عینی می‏شود. در سیره‏ی رسول خدا (ص) آمده که بعد از جنگ بدر اسیرانی که توان فدیه دادن نداشتند, هر کس که به ده نفر از اطفال مدینه خواندن و نوشتن یاد می¬داد, بدون دادن فدیه آزاد می‏گردید. این داستان گواه آشکار برتوجه اسلام و پیامبر اکرم¬(ص) به همه‏ی علوم سودمند است. بنابر این اسلام برای تمام رشته¬های علمی ارج نهاده و مسلمانان را به آموختن آنها دستور داده و هیچگونه محدودیت وضع نکرده و برای تمام یافته های علمی احترام و ارزش قایل است. از نظر تاریخی نیز این حقیقت به اثبات رسیده که در عصر تمدن اسلامی علوم مختلف در حوزه جهان اسلام با رور گردید و مسلمین علاوه بر علوم دینی, بنیان گذار بسیاری از رشته های علوم تجربی نیز گردیدند. از نگاه مسلمانان علم و دین از یکدیگر جدا نبوده بلکه علم همزاد دین به حساب آمده و رشته های علوم تجربی مانند: فیزیک, نجوم, زمین شناسی, پزشکی, ریاضیات و ... در مراکز علمی تدریس می‏شد و کتابخانه¬های عظیم در مراکز علمی و دینی تاسیس گشت و علم و دین مکمل یکدیگر و هماهنگ پیش‏می رفتند. شهید مطهری در مسأله علم و ایمان ابتدا بر خورد منفی مسیحیت را که در اثر تحریفهای مسیحیت و عهد عتیق اندیشه تضاد علم و ایمان را بوجود آورد, مورد ارزیابی و نقد قرار می‏دهد بعد می‏افزاید که بر اساس همین بر داشت غلط مسیحیت, تاریخ تمدن اروپا در هزار و پانصد سال اخیر به عصر ایمان و عصر علم تقسیم می‏گردد و علم را در مقابل ایمان قرار می‏دهد. اما دراسلام تاریخ تمدن اسلامی تقسیم می‏شود به عصر شکوفای که عصر علم و ایمان است و عصر انحطاط که علم و ایمان با هم انحطاط یافته است. بعد تأکید می‏کند که ما مسلمانان خود را از این بر داشت غلط مسیحیت برکنار ‏داریم و کور کورانه تضاد علم و ایمان را مسلم تلقی نکنیم. شهید مطهری علم و ایمان را متمم و مکمل یکدیگر دانسته, علم و ایمان را در تکامل انسان توضیح می دهد. ایشان جایگزینی علم و ایمان را مطرح نموده پاسخ می دهد که نه علم می تواند جانشین ایمان گردد و نه ایمان می تواند جانشین علم گردد. از لحاظ تاریخی نیز جدای علم و ایمان خسارات جبران نا پذیری را ببار آورده است. پس از بررسی رابطه‏ی علم و دین و جایگاه علم در اسلام لازم است به یک شبهه و پاسخ آن پرداخته شود. شبهه اینست که برخی افراد نا آگاه از تاریخ و حقیقت اسلام و یا افراد آگاه از سر غرض ورزی این پرسش را مطرح می کنند که آیا پیشرفت غرب در علم و صنعت ثمره‏ی کنار گذاشتن و رهای از دین نیست؟ آیا علت عقب ماندگی جوامع اسلامی همین وابستگی به دین نیست؟ برای دست یابی به پاسخ شبهه فوق باید سیر تاریخی را بطه‏ی علم و دین در مسیحیت و اسلام و نقش اسلام در پیشرفت علم, بطور اجمال مورد بررسی قرار گیرد, زیرا بررسی تفصیلی به فرصت و ظرفیت بیشتر نیاز دارد که از توان این نوشتار بیرون است. با یک نگاه گذرا به تحولات غرب این حقیقت بدست می‏آید که در عصر حاکمیت مطلق کلیسا در قرون وسطی, علاوه بر تفسیر گذاره های دینی, نظرات علمی و فلسفی نیز حق انحصاری کلیسا بود و هیچ دانشمندی حق اظهار نظر علمی بر خلاف دیدگاه رسمی کلیسا را نداشت به گونه‏ای که نظر علمی مخالف نظر کلیسا مساوی با کفر و الحاد تلقی می‏شد. بر پایه استبداد فکری و علمی کلیسا بود که گروهی از دانشمندان به دلیل اظهار نظر علمی مخالف کلیسا به زندان یا به اعدام محکوم گردیدند و در آتش سوزانده شدند. از سوی دیگر به علت تحریفهای که در مسیحیت صورت گرفته, گزاره های در آن وجود دارد که قابل تفسیر علمی و توجیه عقلانی نمی باشند مانند: تجسید, فدیه و تثلیت. با توجه به نکات گفته شده رازو رمز تقابل مسیحیت با علم روشن می‏گردد که ریشه دراصل دین ندارد, بلکه متولیان کلیسا برای حفظ موقعیت و حاکمیت مطلق خود, با هر نوع نظر علمی جدید به شدت مخالفت نموده و برا ی جلوگیری و سر کوبی آن تلاش می‏کردند, ولی در نهایت شکست را پذیرفته از جامعه و سیاست کنار گذاشته شد. اینست که تاریخ تمدن اروپا به عصر ایمان¬و عصر¬علم تقسیم می‏گردد. اما اسلام چه از لحاظ متون دینی و چه از لحاظ تاریخی هیچگونه تعارض با علم نداشته, بلکه از آغاز ظهور به آموختن علم دستور داده بخش عظیمی از آیات و روایات دینی به ارزش و اهمیت علم و عالم اختصاص یافته و هر علمی که مقدمه سازندگی مادی و معنوی, دینوی و یا اخروی, فردی و یا اجتماعی است و بدون آن اساس حیات مادی و معنوی انسان در مخاطره قرار می‏گیرد, تحصیل آن به صورت عینی و یا کفای بر مردم واجب است. که به نمونه های آیات و روایات اشاره شد. از نظر تاریخی نیز نقش بر جسته و درخشان اسلام در شکوفای و پیشرفت علوم مختلف روشن است و تمدن غرب وام دارخدمات علمی مسلمانان می‏باشد. برای اثبات مدعا به گوشه‏ای از پیشرفت علمی مسلمانان اشاره می‏شود. یکی از علوم تجربی علم پزشکی است که توسط مسلمانان پیشرفت عظیم نمودکتابهای ارزشمند تألیف و بیمارستانهای مجهز تأسیس گردید. محمد بن زکریای رازی نویسنده علم پزشکی است که بیمارستان بغداد با مشورت او ساخته شد و او رئیس آن بیمارستان بود. تألیفات علمی و فلسفی زیادی دارد. از جمله کتاب الحاوی او بزرگترین دانشنامه علوم پزشکی به حساب می‏آید و اکثر کتابها یش به لاتینی, فرانسه و یونانی ترجمه گردیده و مورداستفاده مراکز علمی غرب قرار گرفته است. دانشمند نام دار و بلند آوازه‏ی دیگر ابن سینا است که کتاب قانون او در طب شاهکار علمی است که به زبان لاتین ترجمه شده و در دانشگاههای اروپا تدریس می‏شد. این کتاب تا قرن شانزدهم بیست بار چاپ شد و در قرن هفدهم چندین برابر چاپهای سابق رسیده بود. در این دوره رشته های تخصصی مانند پزشک عمومی، چشم پزشک, دندانسازی، جراح، ماما, پزشک زنان, پزشک ویژه دیوانگان وجود داشت, و زنان پزشک مانند اخت المفید و دخترش در بیماری زنان و زینب در بیماری چشم تخصص داشتند . اولین بیمارستان در سال 88 هـ.ق بدستور ولید بن عبد الملک تأسیس گردید و در دوره عباسی ها توسط هارون در بغداد بیمارستان تأسیس شد و سپس در سایر شهر¬ها بیمارستان¬های ساخته شدکه در کمال نظم و ترتیب اداره می‏شد و بدون توجه به ملیت, مذهب و شغل, همه‏ی بیماران با نهایت دقت معالجه می‏شدند. بزرگترین بیمارستان در شهر قاهره مصر (1284) میلادی ساخته شد که حدود 8000 بیمار را پذیرش می‏کرد و دارای رشته های مختلف و پزشکان متخصص بود. این بیمارستان دارای کارکنان اداری, داروخانه, انبار, نمازخانه و کتابخانه و سالن سخنرانی بود. علم شیمی در میان مسلمین معروف بود و جابر ابن حیان و آثار علمی او در این زمینه قابل توجه است. او در شیمی به کشفیات چشم گیری دست یافت و پدر شیمی به حساب می‏آید. در صنعت دار و سازی نیز پیشرفت مهم حاصل شد و کتابهای ارزشمندی تألیف گردید. امروزه ثابت شده که مسلمانان پایه گذار این علم بودند و برای اولین بار طریقه‏ی دارو سازی را ترتیب دادند و دارو های جدیدی کشف کردند. مسلمانان در صنعت کارهای مهم انجام دادند که بعد ها توسط غربی ها کاملتر شد. انواع ساعت ها از عهد هارون الرشید نزد مسلمانان رواج داشت. آسیای بادی قبل از آنکه دار اروپا به وجود بیاید در ممالک شرقی معمول بود. علم هیئت. ریاضی, نجوم جبرو هندسه پیشرفت نمود. از تألیفات مهم این دوره کتاب «جبر و مقابله خوارزمی» است. فرنگیان جبررا از مسلمانان استفاده کردند. در کنار این همه پیشرفت های علمی مدارس, نظامیه ها, مراکز علمی و کتابخانه های بزرگ بوجود آمده بود. جرجی زیدان کتابخانه های دوره‏ی تمدن اسلامی را با کتابخانه های فعلی اروپا و آمریکا مورد مقایسه قرار داده است. 1-¬کتابخانه¬¬بیت¬¬الحکمۀ¬4000000 جلد کتاب 2- کتابخانه¬شاپور بغداد 10000 جلد کتاب 3- کتابخانه¬¬¬الحکمۀ¬¬قرطبه¬400000¬جلد کتاب 4- کتابخانه سلطنتی¬ قاهره 1000000 جلد کتاب 5- کتابخانه¬دار ¬¬الحکمۀ قاهره 100000 جلد کتاب 6- کتابخانه طرابلس 3000000 جلد کتاب 7- کتابخانه مراغه 400000 جلد کتاب کتابخانه های مهم اروپا: 1- کتابخانه ملی پاریس 2700000 جلد کتاب 2- کتابخانه موزه بریتانیا 1648000 جلد کتاب 3- کتابخانه سلطنتی پترز بورگ 1360000 جلد کتاب 4- کتابخانه ملی برلین1230000 جلد کتاب 5- کتابخانه سلطنتی دین 924000 جلد کتاب 6- کتابخانه ملی رم 677000 جلد کتاب بعد از مقایسه می‏نویسد که مسلمانان با کمبود کاغذ و وسایل آن روز میلیون ها کتاب تألیف و جمع آوری نموده و درصد ها کتابخانه عمومی و خصوصی نگهداری می نمودند که قسمت عمده آن در حوادث قرون وسطی از بین رفت. تمدن اسلامی که توسط مسلمانان آغاز شد نه تنها میراث یونان را از انهدام و فرو پاشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد, بلکه آنان از پایه گذاران شیمی آزمایشی, فیزیک, جبر, علم حساب, مثلثتات فضای، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند. تمدن اسلامی کشفیات گران بها و اختراعات در همه بخش های علوم تجربی به مغرب زمین هدیه کرده است. شاید گران بها ترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد و این پیش قدمی مسلمانان بود که جای پارا برای اروپا باز کرد. جهان اسلام نه تنها در تولیدات مادی و اختراعات تکنولوژی و در زمینه های علم و فلسفه با اروپا شریک است, بلکه اروپا را وادار کرد تا تصویر جدیدی از خود بوجود آورد که موجب بیداری آنان گردید. وظیفه ما اروپا ئیان غربی است که اشتباهات گذشته را اصلاح کنیم و به وام دار بودن عمیق خود به عرب و جهان اسلام اعتراف کنیم. فرهنگ اسلامی او اسط قرن دهم میلادی به اوج خود رسید و تا قرن هفدهم در همان سطح عالی بود. این فرهنگ محدود به جهان اسلامی نبود بلکه در هر جای که اسلام قوی بود کشانده شده بود. توان مندی و ظرفیت تمدن سازی اسلامی ور شد همه جانبه‏ی ابعاد انسانی توسط فرهنگ اسلامی به اندازه‏ی قوی است که از جامعه عقب مانده و جاهلیت عرب، ملت نمونه ساخت که الگوی همه گردیده و تمدن غرب را وام دار خود ساخت. با توجه به آنچه گفته آمدیم اگر رکود و توقفی در پیشرفت جوامع اسلامی بوجود آمده ناشی از عدم پای بندی به تعالیم حیات بخش اسلام است, نه تقصیردین و وابستگی به دین. در اینکه دین چگونه این نقش سازنده را دارد, ماکس پلانک می گوید: علم و دین مکمل یکدیگر اند و به عقیده‏ی من هر شخص جدی و متفکر به این امر متوجه می‏شود که اگر بنا باشد تمام نیروهای نفوس بشری در حال تعادل و هماهنگی با یکدیگر کار کنند, لازم است که به عنصر دین در طبیعت خود معترف باشند و در پرورش آن بکوشند. نتیجه: از چهار دیدگاه درباره رابطه‏ی علم و دین دیدگاه مکمل بودن علم و دین درست به نظر می رسد, متون دینی و حقایق تاریخی اسلام آن را تایید می‏کند. جایگاه علم در اسلام بسیار بر جسته بوده و در حد فرایض دینی قرار دارد. در رشته های علمی محدودیت به چشم نمی‏خورد, تمام علوم نافع از نظر اسلام مطلوب است. پیشرفت علمی مسلمانان در تاریخ افتخار آمیز است و تمدن غرب وام دار اسلام می باشد. علت عقب ماندگی مسلمانان وابستگی به دین نیست بلکه عدم پای بندی به تعالیم اسلام است. فهرست منابع 1ـ قرآن کریم 2ـ نهج البلاغه 3ـ محمدی ری شهری, میزان الحکمته, دارالحدیث, چهارم1383جلد8 4ـ محمدی ری شهری, علم و حکمت در قرآن و حدیث, دارالحدیث1379, اولج2 5ـ محمد تقی مصباح یزدی, آموزش فلسفه, سازمان تبلیغات اسلامی 1366ج1 6ـ عبد الحسین خسرو پناه, کلام جدید, مرکز مطالعات حوزه,1381, دوم 7ـ مایکل پتر سون و دیگران, احمد نراقی, عقل و اعتقاد دینی, طرح نو, 1379, چهارم, تهران 8ـ ایان بار بور, علم و دین, بهاء الدین خرم شاهی, معراج , تهران , سوم 1379. 9ـ عبدالله جوادی آملی, شریعت در آیینه معرفت, اسرا, 1381سوم قم 10ـ محمد غزالی, جواهر القرآن, فصل5, به نقل از انتظار بشر ارذین, عبدالحسین خسرو پناه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلاامی, قم,1381 11ـ محمد علی داعی نژاد, جزوه عقاید(2) مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی(8586 12ـ جرجی زیدان , تاریخ تمدن اسلامی, علی جواهر کلام, امیر کبیر,1382دهم تهران 13ـ عبدالحسین زرین کوب, کارنامه اسلام امیر کبیر1382 نهم تهران 14ـ مرتضی مطهری], مجموعه آثار (2) صدرا قم دهم 1381 15ـ مونتگمری وات, تاثیر اسلام در اروپا ترجمه آرژاندر, مولی, اول1361 16ـ ماکس پلانک علم به کجا می رود احمد آرام فجر 1354سوم تهران

    نظر بدهید

    از این شماره/ایمیل برای ارسال پاسخ سوالات خصوصی شما استفاده می شود

    نظرات کاربران

    برای این مطلب هنوز نظری ثبت نشده است!

    بورس مقالات