جستجو

ساختار

    نمایش پرسش و پاسخ

    پرسش

    باسلام
    چگونه است كه ميان كشف علمي به تعريف غربي آن يعني scienceو عقايد متافيزيكي مذهبي بعضا فاصله مي افتد؟
    مثلا چطور روانشناسان تاثير شيطان در اعمال انسان را نميبينند؟
    يا مثلا تاثير صله رحم برطول عمر را دانشمندان لمس ميكنند؟

    پاسخ

    پرسشگر محترم ! ابزار تشخیص و حوزه فعالیت در فیزیک و متافیزیک از هم متفاوتند . هر کدام بر اساس مبانی خود به نتایج جداگانه می رسند. و اینکه فیزیک هیچ قاعده ای برای رسیدن به متا فیزیک تاکنون ارائه نداده و دخالتی هم ندارد . مبانی خودش را هم روز به روز تغییر میدهد . و قوانین و مقررات جدیدی وضع مینماید .بخاطر رویّه تکاملی بودن ِ داده های اولیه اش الزام به این تغییرات دارد. بحث رابطه علم و دين هم بسيار مفصل و دقيق است . به طور فشرده و خلاصه مى‏توان گفت علم به معناى دانش تجربى (Science) ظنى است و مانند علوم فلسفى و رياضيات مبتنى بر براهين قطعى نمى‏باشد. داراى متد تجربى (#xperimental) است. مركب از گزاره‏ هاى صحيح و سقيم است. با دقت در این سه ويژگى‏ به خوبى مى‏توان فهميد بين گزاره‏ هاى قطعی دينى در اسلام با قوانین علمی برخورد و تعارضی نیست ولی با نظریه های علمی (Theovies)

    ؛ با توجه به اين‏كه نظريات علمى از قطعيت برخوردار نيست و در موارد بسيارى اين نظريات دچار ابطال و دگرگونى مى‏شوند، بنابراين نبايد انتظار داشت كه هميشه نظريات علمى با داده‏ هاى دينى هماهنگ و كاملاً سازگار باشد و ممكن است برخى از گزاره‏ هاى دينى با برخى از گزاره‏ هاى علمى در زمانى معارض افتد و در زمان ديگرى موافق شود. به عنوان نمونه مى‏توان ديدگاه قرآن درباره پيوند بيولوژيك جنين با والدين را در نظر گرفت. كه تا اواخر قرن نوزدهم مغاير نگرش علمى رايج در زيست‏ شناسى بود، ولى در نيمه دوم قرن 19 نظريات مبتنى بر پيوند يكسويه فرزند باپدر يا مادر همگى منسوخ گرديد و علم جديد نيز با ديدگاه قرآن در اين زمينه همسو شد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه كاروان علمى بشر هنوز در نيمه راه است و بسيارى از نظريات علمى موجود نيز در آينده دگرگون خواهد شد، طبيعى است در ميان اين آرا ، انديشه‏ هاى صحيح و سقيم بسيارى وجود خواهد داشت، بنابراين انتظار هماهنگى كامل دين و علم به معناى دانش تجربى انتظارى نابجاست، ليكن آنچه مسلم است اين است كه بين قطعيات دين و علم تعارضى نبوده، و نخواهد بود. قوانين علوم تجربي نظري مثل قوانين فيزيك نظري صرفاً نظريّه ها و مدلهايي فرضي اند براي توجيه و تفسير مشاهدات ما از عالم واقع. اين نظريّات تا آنجا كه مشاهدات ما را توجيه و تفسير مي كنند و به ما كمك مي كنند تا به نتايج عملي جديدتري برسيم درست تلقّي مي شوند ولي آنگاه كه از توجيه مشاهدات ناتوان شدند ، دانشمندان در صدد بر مي آيند تا بر اساس مشاهدات جديدتر نظريّه كاملتري ارائه دهند تا مشاهدات بيشتري را توجيه و تفسير نمايد. هر گاه مدلي قويتر ارائه شد مدل قبلي بازنشسته مي شود. نظريّه ي نسبيّت عامّ يا مكانيك كوانتوم يا مدل انفجار بزرگ و فرضیه اتمی موجود نيز از اين قاعده مستثني نيستند. اينها نيز صرفاً مدلهايي فرضي و ذهني اند براي توجيه مشاهدات ما از عالم واقع كه متأسفانه غير از دانشمندان تراز اوّل ديگر دانش طلبان به اين نكته توجّه ندارند. در اين باره مطالعه ي مطالب وكتب زير مفيد است. ــ ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، دكتر مهدي گلشني ــ از علم سكولار تا علم ديني ، دكتر مهدي گلشني ـ فيزيكدان ـ بهر حال چيزي تضمين نمي كند كه در آينده صورتهاي ديگر مادّه كشف نشوند. حدّ اكثر مي توان گفت كه تا اين زمان نتوانسته ايم به بيش از اين دست يابيم.» (تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، نوشته دكتر مهدي گلشني ، ص73) نيلس بور ، نظريّه پرداز يكي از مدلهاي اتم ، گفته: « اين اشتباه است كه فكر كنيم وظيفه ي فيزيك كشف ماهيّت طبيعت است. فيزيك مربوط است به آنچه كه ما مي توانيم درباره ي طبيعت بگوييم. »(تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، نوشته دكتر مهدي گلشني ، ص81) آلبرت اينشتين: « بطوريكه مي دانيد ما هنوز قادر به توجيه بسياري از واقعيّتها ، بر مبناي فيزيك نظري نيستيم ، و اصولي كه بتواند علّت و معلول آنها را به طور روشن و قطعي بيان كند در دست نداريم ؛ بالعكس چه بسا ممكن است اصولي كه دقيقاً و به وضوح تنظيم و صورت بندي شده منجر به نتايجي شود كه كلّاً يا جزءً برون از قلمرو حقايق و واقعيّتهايي باشد كه در وضع حاضر از راه تجربه در دسترس ما قرار دارند.» (مقالات علمي اينشتين ، ترجمه محمود مصاحب ، ص 14) هايزنبرگ ، كاشف اصل عدم قطعيّت گفته است: « فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نمي كنند ، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شده ايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب مي آمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلاً مي توانيم بگوييم اين است كه در حوزه ي فيزيك اتمي جديد ، اين وضعيّت را قبول كرده ايم ؛ زيرا آن به حدّ كافي تجارب ما را توضيح مي دهد. » (ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، مهدي گلشني ، ص34) كمبل گفته: « حوزه ي كار فيزيك مطالعه ي يك جهان خارجي نيست ؛ بلكه مطالعه ي بخشي از جهان داخلي تجارب است. و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي نظير ... كه ما وارد مي كنيم تناظري با واقعيّت خارجي داشته باشند.» (همان) هايزنبرگ: « هستي شناسي ماترياليسم مبني بر اين توهّم است كه ... واقعيّت مستقيم دنياي اطراف ما را مي توان به حوزه ي اتمي تعميم داد. امّا اين تعميم غير ممكن است. اتمها شيء نيستند. » (همان ، ص 42)البته این مطالب دقیق عالمان غیر از تخیلات به ظاهر مستند سازی شده علوم جدید توسط برخی از این خیال پردازان تحت لوای علم است . لذا امور قطعی در دین اسلام را نباید با یافته های شخصی دانشمندان از طبیعت سنجید .چه رسد به آنکه اینها را با ظروف بسیار محدود بشری ارزیابی اصالت یا عدم اصالت نمود.

    نظر بدهید

    از این شماره/ایمیل برای ارسال پاسخ سوالات خصوصی شما استفاده می شود

    نظرات کاربران

    برای این مطلب هنوز نظری ثبت نشده است!

    بورس مقالات